حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
132
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
محمد بدر الدين . اما « نواب » ( بعد از ترور محمد بدر بن بدر الدين ، ميان گروهى از اسماعيليان به جاى داعى ، لقب نايب يا ناظم اشتهار يافت ) عبارت بودند از : 1 - عبد القادر نجم الدين فرزند داعى طيب زين الدين ، 2 - عبد الحسين حسام الدين فرزند داعى طيب زين الدين ، 3 - محمد برهان الدين فرزند عبد القادر نجم الدين ، 4 - عبد اللّه بدر الدين فرزند عبد الحسين حسام الدين ، 5 - طاهر سيف الدين فرزند محمد برهان الدين . اين نفر پنجم ، فرزند ارشدش ، محمد برهان الدين ، را نايب خود قرار داد . آنها به « نايب » ، مأذون هم مىگفتند . اين روايت از دشمنان طاهر سيف الدين نقل شده است ؛ اما پيروان طاهر معتقدند كه وى داعى حق است و با امام زمان مرتبط مىباشد . البته ما اين مطلب را صرفا براى بيان مطالبى كه در تاريخ آمده است آورديم و گرنه دستيابى به حقيقت امر در مورد وجود ارتباط داعى مزبور با امام مستتر دشوار است . حالات اين فرد در كتاب « فى الهند و قصة الباكستان » كه در سال 1950 ميلادى در قاهره و توسط انتشارات دار الفكر العربى انتشار يافت ، آمده است . قبل از اين نيز به دليل قيام داعيانى و نسبت دادن دعوت به خود ، ميان ابناى اين فرقه اختلافات و منازعاتى روى داد . ( آنچه گذشت كلام اعظمى بود . ) بارى ، اسماعيليان مستعلوى به كوهى تسخير ناپذير از كوههاى يمن پناه بردند آنجا را مقر خود قرار دادند و به دنبال آنان 23 داعى مطلق يكى پس از ديگرى حكومت را به دست گرفتند . پس از ملكه حره ، دعوت اسماعيليان مستعلوى را در يمن ، فردى به نام ذؤيب بن موسى ، داعى مطلق ، به عهده